در سینه ات نهنگی می تپد

می وزد،می بارد و می گرددو می تابد
هر آدمی دو قلب دارد.
قلبی که از بودن آن باخبر است و قلبی که از حضورش بی خبر.قلبی که از آن باخبر است،همان قلبی است که در سینه می تپد ، همان که گاهی می شکند،گاهی می گیرد و گاهی می سوزد، گاهی سنگ می شود و سخت و سیاه. و گاهی هم از دست می رود.
با این دل می شود دلبردگی و بیدلی را تجربه کرد.دل سوختگی و دل شکستگی هم توی همین دل اتفاق می افتد. سنگدلی و سیاه دلی هم ماجرای این دل است.با این دل است که عاشق می شویم ،با این دل است که دعا می کنیم،و گاهی هم با همین دل است که نفرین می کنیم ،کینه می ورزیم و بد دل می شویم.
اما قلب دیگری هم هست.قلبی که از بودنش بی خبریم.این قلب اما در سینه جای نمی شود.و به جای آنکه بتپد،می وزد، می بارد و می گردد و می تابد.این قلب نه می شکند و نه می سوزد و نه می گیرد،سیاه و سنگ نمی شود ،از دست هم نمی رود.زلال است و جاری،مثل رود و مثل نسیم . و آن قدر سبک که هیچ وقت،هیچ جا نمی ماند.بالا می رود و بالا می رود و بین زمین و ملکوت می رقصد.آدم همیشه از این قلبش عقب می ماند .
این همان قلب است که وقتی تو نفرین می کنی،او دعا می کند،وقتی تو بد می گویی و بیزاری،او عشق می ورزد،وقتی تو می رنجی ،او می بخشد...
این قلب کار خودش را می کند ، نه به احساست کاری دارد ،نه به تعقلت ، نه به آنچه می گویی و نه به آنچه می خواهی و آدم ها به خاطر همین دوست داشتنی اند.به خاطر قلب دیگرشان،به خاطر قلبی که از بودنش بی خبرند.
امشب از ته ته هر دو قلبتون برام دعا کنید...

یا من دنی فی علّوه یامن علا فی دنوّه
ای آنکه نزدیکست در برتریش ای آنکه برتر است در عین نزدیکی
دیشب تمام اهل خانه جمع بودند
پروانه گرد بستر یك شمع بودند
دیشب حسن پیراهنش را چاك مى كرد
خونابه فرق پدر را پاك مى كرد
دیشب حسینش مهد غم را تاب مى داد
وقت عطش در دست بابا اب مى داد
دیشب چو نى كلثوم زارش زار مى زد
آتش به جان با یاد آن افطار مى زد
دیشب على بر زینب خود نوش مى داد
زینب سخنهاى پدر را گوش مى داد
مى گفت با زینب كه اى ارام جانم
فردا سلامت را به مادر مى رسانم
سلام امشب شبِ قدره مثل دو شب پیش مثل دو شب بعد مثل سال قبل سالهای قبل. 
سلام امشب شبِ قدره شبِ قرآن روی سره شبِ الغوث الغوثه شبِ دعاست شبِ استجابته. 
سلام امشب شبِ قدره !شبِ بیداری شبِ مسجد شبِ بارونه فرشته شبِ استغفار شبِ آمرزش.![]()
سلام.یه سوال:امشب چه شبیه؟شب سلام اول؟سلام دوم؟یا سلام سوم؟!
عکسهای شگفت انگیز جنین حیوانات قبل از تولدشون
بیداری
۲-دلم تنگ شده بود.![]()
۳-برای بار ذهم از مهسا که کلا تو این مدت وبلاگو سر پا نگه داشت و سهمش از بقیه خیلی بیشتر بود فوق العاده ممنونم.![]()
۴-گرچه خبر ترک موقت وبلاگ توسط من دلای بسیاری رو شکست و شما به شخصه شاهد بودین اون پست آخر من چقدر پیام خداحافظی و دعا و ... دریافت کرد
ولی خوب به هر حال من دوباره اینجام. و تمام سعیم رو می کنم که بچه ی خوبی باشم.![]()
۵- در مورد اس مس های کذایی و نیمه کذایی شما در مورد انتخاب واحد که این روزه بیش از حد گوشی بنده رو مستفیض می کنه
دو نکته رو بگم: اولا من به همه گفتم توی این هفته می رم دانشگاه ولی همش سر کاری بود.
نرفتم!!! دوما آموزش(علیه رحمه) فرموده که از ۱۰ شهریور تاریخ دقیق انتخاب واحد تازه میره روی سایت. اینه که زیاد خودشو ناراحت نکنید!![]()
۶- به شخصه یادم پارسال حدودای اسفند هنوزم نصف ملت انتخاب رشته نکرده بودن. پس مجددا خودشو ناراحت نکنید!![]()
۷-اما! اولا از گروه جزوه نویسی پارسال کمال تشکر رو میکنم
. که هم عده شون خیلی بیشتر از اونی بود که نام ببرم هم اینکه اگه شخص خاصی رو نام ببرم زشته دیگه!
خلاصه ممنون. اما به خاطر یه سری نقایص و کمبود ها که پارسال تو گروه جزوه دیده می شد امسال تصمیم گرفتیم قانون بذاریم. قوانینو توی ادامه مطلب ببینید:
۸-تا فراموش نکردم این رو هم بگم که اینجانب از همون موقع که تصمیم گرفتم وب رو راه بندازم براش یه لوگو هم طرح کردم که به زودی می ذارم ببینید. اگه خوشتون اومد بالای همه ی جزوه هامون هم اون لوگو رو می زنیم. ضمنا اگه کسی طرحی داره بده لطفا.
اما غرض از پست گذاشتن بنده صحبت در مورد ترم و برگ و سنگ نبود!!!چند مدتی است که به گمان بعضی دوستان حضور من در وب کم شده است و چند صباحی است که اثری از بنده کما فی السابق دیده نمی شود و ممکن است بعضی افراد را این شعر به یاد آید و مرا مصداق آن قرار دهند که می گوید:
نه پست میذاره نه نظر بیفکنندش ار سزاست!!! اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند!!!
حالا بنده کماکان چون گذشته نظر می گذارم اما در مورد پست نذاشتن بنده:
ببینید دوستان یک شی هست که به آن دیگ گویند!!! ایضا وسیله ای هم خداوند خلق کرده با نام کفگیر که بدان وسیله محتویات دیگ را از درونش خارج می کنند!!!حال کفگیر بنده به قسمت inferior یا تحتانی یا زیرین دیگ غیر مذکور برخورد کرده و عملا پیغام no response to matlabe khub حواله ی بنده می کند!!!
پس عنایت دارید که کفگیر به ته دیگ برخورد کرده و به علت تعطیلی دانشگاه سوژه ای هم برای نوشته های ابتکاری به دشواری گیر میاد یا اصلا گیر نمیاد!!!
عزیزان من بنده را با این وب سریست که گر سر برود و تمام عالم دشمن گردد باز بر همان سرم!پس اگر اندکی نیستم دلیلش این است که مطبلی درخور برای وب ندارم و نه چیز دیگر.با سپاس از دوستان عزیز بخصوص خانم جعفری که جبران کمکاری بنده را در این مدت کردند و مطالبی بسیار شایسته در وب نهادند.
خداحافظ تا پست بعد