شگفتا!هر چه غوغاهای زمین در برابرم ساکت تر می شود
زمزمه ی ناشناسی از دوردست های  درونم  نزدیک تر می آید.
هرچه جهان بیشتر رنگ می بازد
سرزمین ناشناخته از دور پدیدارتر می گردد
و هرچه رنگ ها می میرند یک "نمی دانم که" در من رنگ می گیرد
و هرچه با زندگی بیگانه تر می شوم حیاتی درمن آشناتر می روید 
  
 
چه سخت است توانستن در ندانستن !
رهایی برای آنکه آشیانی ندارد،
آزادی برای آنکه نمیداند چگونه باشد کشنده است!
اختیار مطلق برای کسی که نمی داند چه اختیار کند شکنجه آور است. 
  
 
این چه سرگذشت غم انگیزی است در حیات آدمی!
بی تابی فرار از بند به سوی رهایی
و اضطراب نجات از رهایی
دکتر علی شریعتی

چه کرده!

۱-استاد! من واقعا چه قدر در مورد شما اشتباه می کردم!!! استاد شما چه قدر بزرگوارید!129fs3647527.gif

OH! my ostad!!!!154fs82123.gif

نه واقعا شما فکر می کنید منظور استاد از این حرکت حیرت انگیز و این عمل صف شکنانه و ایثار گرانه چی بوده؟ یعنی من بیست می شدم واقعا آیا؟!!! من؟! نه من؟!waaaht.gif

خوب حالا هر چیز که بوده. اگه این جوریه دعا می کنم ترم دیگه تمام درسای عمومی حتی زبان رو با استاد فانی بردارم!

۲-واقعا عجب دنیای بدی شده. ایرانیا عجب تو کار همدیگه ....کنجکاوی می کنن! امروز خبر رسیده که  آموزش از یکی از بچه ها آدرس وبلاگو خواسته. می بینم که .... چقدر مهم شدیم! چقدر نقش سازنده ای داریم!

۳-آره می گفتم. اون روز رئیس دانشکده اومده بود پیش شخص خودم. می گفت دکتر فتحی ! قربون قد و بالات برم! تو رو خدا آدرس وبلاگتونو به منم بده!!

کم کم از ریاست دانشگاه و بعد وزارت بهداشتو بعد از طرف وزیر وزرا و بعد.... خلاصه از کره ی ماه!bc1.gif زنگ می زنن آدرس وبمونو می خوان.

۴-خوب دیگه بسه لوس شد! خلاصه به علت عنایت مضاعفی که به ما شده زین پس به جای لغاتی مثل فحش٬ بی ادب٬ بی شخصیت٬ عقده ای٬ بی سوادو.... از لغاتی چون: دعا٬ بزرگوار٬ والا مقام٬ شفتالو !و ... استفاده می کنیم! 

نمرات آیین و تفسیر

ادامه نوشته

نمرات آناتومی نظری

با سلام خدمت دوستان عزیز

بالاخره نمرات آناتومی اومد

برید به قسمت ادامه مطلب

ادامه نوشته

من‌ تشنه‌ام،خورشید می خواهم

نامه‌ات‌ که‌ به‌ دستم‌ رسيد   ،   من‌ خواب‌ بودم   ؛ نامه‌ات‌ بيدارم‌ کرد .

نامه‌ات‌ ستاره‌اي‌ بود که‌ نيمه‌شب‌ در خوابم‌ چکيد و ناگهان‌ ديدم‌ که‌ بالشم‌ ،خيس‌ هزار قطره‌ نور است.

دانستم‌ که‌ تو اينجا بوده‌اي‌ و نامه‌ را   خودت‌ آورده‌اي . رد‌ پاي‌ تو روشن‌ است .
هر جا که‌ نور هست ، تو هستي ، خودت‌ گفته‌اي‌ که‌ نام‌ تو نور است .
نامه‌ات‌ پر از نام‌ بود.

پر از نشان‌ و نشاني .

نامت‌ رزاق‌ بود و نشانت‌   روزي‌ و روز .
گفتي‌ که‌ مهماني‌ است‌ و گفتي‌ هر که‌ هنوز دلي‌ در سينه‌ دارد دعوت‌   است .

گفتي‌ که‌ سفره‌ آسمان‌ پهن‌ است‌ و منتظري‌ تا کسي‌ بيايد و از ظرف‌   داغ‌ خورشيد

لقمه‌اي‌ برگيرد .
و گفتي‌ هر کس‌ بيايد و جرعه‌اي‌ نور بنوشد،

عاشق‌ مي‌شود .
گفتي‌ همين‌ است، آن‌ اکسير، آن‌ معجون‌ آتشين‌ که‌ خاک‌ را به‌ بهشت‌   مي‌برد.

و گفتي‌ که‌ از دل‌ کوچک‌ من‌ تا آخرين‌ کوچه‌ کهکشان‌ راهي‌ نيست،

اما دم‌ غنيمت‌ است‌ و فرصت‌ کوتاه‌ و گفتي‌ اگر دير برسيم‌ شايد سفره‌ات‌ را برچيده‌

باشي، آن‌ وقت‌ شايد تا ابد گرسنه‌ بمانيم ...
آي‌ فرشته،

آي‌ فرشته‌ که‌ روزي‌ دوستم‌ بودي،

بلند شو دستم‌ را بگير و   راه‌ را نشانم‌ بده، که‌ سفره‌ پهن‌ است‌ و مهماني‌ است.

مبادا که‌ ديرشود،

بيا برويم،

من‌ تشنه‌ام،

خورشيد مي‌خواهم

عرفان نظر آهاری


 

نمرات و اعتراض

سلام دوستان ... حالتون چطوره؟

امیدوارم که در حال لذت بردن از تعطیلات باشید.

می خواستم نکاتی رو در مورد نمرات دروس اعلام شده خدمتتون عرض کنم .

در مورد نمرات آناتومی عملی فرصت اعتراض به گفته ی دکتر بیات تا یکشنبه یا دوشنبه است

کسایی که به نمره ی آناتومی اعتراض دارن و نمی تونن بیان تهران ، می تونن به من یا آقای رنگزن یا خانم فتحی خبر بدن تا من براشون یک نامه ی تجدید نظر بنویسم، خواهشا  الکی تقاضای اعتراض ندین چون اگه حجم اعتراضا زیاد بشه دیگه رسیدگی نمی کنن.

در مورد کامپیوتر... والا توضیحش مفصله . ولی به طور خلاصه خدمتتون عرض کنم که طبق بحث های طولانی که بنده و خانم فتحی با پورفسور الله وردی داشتیم ایشون راضی شدن که 2 نمره به همه اضافه کنن و همچنین کلید آزمون بررسی بشه . پس از تشریف آوردن این دانشمند فرهیخته به دانشگاه و بررسی کلید ما تونستیم 2 غلط از توی کلید در بیاریم و ایشان قول دادن که پاسخنامه ی همه ی بچه ها رو چک کنن و در اینصورت حداکثر 1 نمره به هر کس اضافه می شود ،  البته ممکن است مثلا به یک فرد نمره ای اضافه نشود.

اما در مورد اون دو نمره متاسفانه با دخالت آموزش قضیه به طور کلی منتفی شد . خدا بگم چیکارشون کنه که همه ی زحمت های خانم فتحی رو در رابطه با راضی کردن استاد حروم کردند

نتیجه گیری :

1)    الله وردی بدترین استاد تو نمره دادن بود ، واقعا یک ضد حال برای ترم یک بود

2)    آموزش یک بخشی است که موافق منافع استاد عمل می کند نه دانشجو به خصوص اون خانم کامران گوهر

3)    تشکر از خانم فتحی که در این کار به من و نوید خیلی کمک کردن اما حیف که نتیجه ای نگرفتیم .

  

داستان عمو سبزی فروش!!!

داستاني که در زير نقل مي‌شود، مربوط به دانشجويان ايراني است که دوران سلطنت «احمدشاه قاجار» براي تحصيل به آلمان رفته بودند و آقاي «دکتر جلال گنجي» فرزند مرحوم «سالار معتمد گنجي نيشابوري» براي نگارنده نقل کرد:

ادامه نوشته

نمرات آناتومی عملی

نکته : استاد جلیلی دقیقا 2 دقیقه قبل از اعلام نمرات منو دید و گفت: فتحی! برگه ات رو خودم تصحیح کردم! 19 شدی!خوب الان برید نمره منو ببینیدbd4.gif

نکته 2: کسایی که نمی خواستن اسمشون تو وب باشه به من اطلاع دادن منم نمره شونو نزدمbe1.gif

تذکر: خانم معصومی 10 میشمت همین بود؟!bg5.gif

تذکر 2: مثل اینکه شیرین کاری استاد جلیلی رو درست کردن و نمره اش رو به بچه ها اضافه کردنbl9.gif

ادامه نوشته

كجاييد؟

1-سلام.

2- چرا نيستيد؟!هوم؟!bc3.gif

3-خوب شايدم تقصير از ماست. خيلي دلم مي خواد باز پست ابتكاري بذارم. كاريكاتور كسيو بكشم. وضعيت خوابگاهو وصف كنم. اساتيد بسيار محترمو دست بندازم.....ولي4gq6d6h.gif ....... خوب حالا كه پيش هم نيستيم! چه فايده اي داره؟! هان؟! كاش باز همه دانشكده بوديم. دلم تنگ شده4gq6d6h.gif.اين جوري وقتي همه پيش هم نيستيم حرف مشتركي پيش نمياد كه در باره اش بنويسم. شما به بزرگي خودتون ببخشيد!

4-اين تابستون براي من كه خيلي متفاوت بوده. اون قدر متفاوت كه اون قدر حرف جديد دارم كه شايد به سرم زد و يه وبلاگ خصوصي زدمو....... آدرسشم به هيچ كدومتون ندادم!bd9.gif

5-ولي حالا كه از هم دوريم!(حالا تا 10 بار ديگه اين جمله رو نگم راضي نمي شم!!!)مثل هميشه كه وقتي كم ميارم مي رم سراغ شعر اين دفعه هم اينو داشته باشين

6-وبلاگو تنها نذاريد!خواهش مي كنم!be5.gif

پيشنهاد صلح
__________
فرمانده كلی به فرمانده گور گفت :
( آیا باید به این جنگ احمقانه رو ادامه بدهیم ؟
آخه ، كشتن و مردن حال و روزی برای آدم باقی نمی ذاره .)
فرمانده گور گفت : ( حق با شماست .)
فرمانده گور به فرمانده كلی گفت :
( امروز می توانیم به كنار دریا بریم
و تو راه چند تا بستنی هم بخوریم .)
فرمانده كلی گفت : ( فكر خوبیه .)
فرمانده كلی به فرمانده گور گفت :
( تو ساحل یه قلعه شنی می سازیم .)
فرمانده گور گفت : ( آب بازی هم می كنیم .)
فرمانده كلی گفت : (پس آماده شو بریم .)
فرمانده گور به فرمانده كلی گفت :
( اگه دریا طوفانی باشه چی ؟
اگه باد شنها رو به هر طرف ببره ؟ )
فرمانده كلی گفت : ( چقدر وحشتناكه ! )
فرمانده گور به فرمانده كلی گفت :
(من همیشه از دریای طوفانی می ترسیدم .
ممكنه غرق بشیم .) فرمانده كلی گفت :
(آره شاید غرق بشیم . حتی فكرش هم ناراحتم می كنه .)
فرمانده كلی به فرمانده گور گفت :
( مایوی من پاره است .
بهتره بریم سر جنگ و جدال خودمون .)
فرمانده گور گفت : ( موافقم .)
بعد فرمانده كلی به فرمانده گور حمله كرد ،
گلوله ها به پرواز در آمد ، توپخانه ها به غرش .
و حالا متاسفانه ،
نه اثری از فرمانده كلی باقی مانده و نه از فرمانده گور .

شل سيلور استاین