انسان تک شاخ

سلام.وقتی این عکس ها رو دیدم یاد یکی از کلاسهای دکتر فراهانی افتادم.سر کلاس عملی رو جمجمه

glabellaروکه نشون می دادن گفتن که شاخ آدم های تک شاخ از همین جا بیرون میادو اینکه یه مجله ای دارن که عکس یه پیرزن تک شاخ ایرانی رو که گویا همسر فداکارش!!!شاخش رو شکونده رو توش چاپ کرده 

البته تو این عکس ها شاخ رو گلابلا نیستگروه آناتومی عملی ما که هر جا کم میاورد دلیل رو تفاوتهای فردی میدونستشاید گلابلای این خانوم هم بدلیل تفاوتهای فردی کنار  Frontal tuberosity اش قرار داره!!!

(اینجاست که باید گفت خدا رو هزار هزار بار شکر که ما ها سالمیم و هیچ جای فرونتالمون شاخ نداریم)

ادامه نوشته

جراحی بینی به روایت تصویر...!

پیشنهاد میکنم این عکس های بسی زیبا رو قبل از نوش جان نمودن غذا ببینید چون بدجور باعث افزایش اشتها میشن

البته من یه تعداد از عکسها رو سانسور کردم.

ادامه نوشته

دانشگاه شانگهاي چين به رسم هر سال فهرست رده بندي ساليانه بهترين دانشگاه هاي جهان را منتشر کرد.

  • مانند هر سال دانشگاه هاروارد در ايالت ماساچوست آمريکا با فاصله زيادي از ساير دانشگاه ها در صدر اين رده بندي است.
    دانشگاه هاروارد در ايالت ماساچوست در سال 1636 ميلادي تاسيس شد و قديمي ترين دانشگاه ايالات متحده محسوب مي شود. در طول تاريخ آن 9 رئيس جمهور آمريکا فارغ التحصيل هاروارد بوده و 40 برنده جوايز مختلف نوبل به اين دانشگاه تعلق داشته اند.

 

  • دانشگاه استنفورد در سيليکن ولي ايالت کاليفرنيا مانند سال گذشته در مکان دوم بهترين دانشگاه هاي جهان قرار دارد. دانشگاه استنفورد در اواخر قرن نوزدهم ميلادي تاسيس شد. اين دانشگاه از زمان تاسيس يک قطب اصلي تحقيقات محسوب مي شود.

ادامه نوشته

حسنک کجایی....؟

گاو ما ما می كرد...

گوسفند بع بع می كرد...

و همه با هم فریاد می زدند حسنك كجایی...

شب شده بود اما حسنك به خانه نیامده بود حسنك مدت های زیادی است كه به خانه نمی آید.

او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می كند. او هر روز صبح به جای

غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.

موهای حسنك دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.

دیروز كه حسنك با كبری چت می كرد. كبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است. 

كبری تصمیم داشت حسنك را رها كند و دیگر با او چت نكند چون او با پتروس چت می كرد.

پتروس همیشه پای كامپیوترش نشسته بود و چت می كرد.

پتروس دید كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد می كرد چون زیاد چت كرده بود.

او نمی دانست كه سد تا چند لحظه ی دیگر می شكند.

پتروس در حال چت كردن غرق شد.


برای مراسم دفن او كبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما كوه روی ریل ریزش

كرده بود. ریزعلی دید كه كوه ریزش كرده اما حوصله نداشت. ریزعلی سردش بود و دلش

نمی خواست لباسش  را در آورد. ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.

قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد. كبری و مسافران قطار مردند.

اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و كور بود. الان چند سالی است

كه كوكب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله

مهمان ندارد. او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سیر كند.

او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد.

او كلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد.

او آخرین بار كه گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت. اما او از چوپان دروغگو

گله ندارد.چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است كه دیكر در كتاب های

دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد.............